Thursday, May 10, 2012

شبا صداش میاد، خش خش خشششش
یه دفه هم دیدمش دوید رفت زیر یخچال، خاکستریِ تیره بود، به نوک مدادی میزد
حال ندارم بندازمش بیرون، مونده دیگه، دوتامون از تنهایی در میاییم
هرچی نباشه نون و نمکمو خورده
...

2 comments: