Sunday, July 31, 2011

رسیدن بی آنها معنایی ندارد

 خیلیا ممکنه به هر دلیلی تو زندگیه یه آدم بیان، ولی فقط بعضیاشون هستن که وقتی دیگه هیچ چیزی تو زندگی معنی نداره، میان کنارت و باهات وایمیسن و تنها همین "بودنشون" کافیه تا اون معنی و گرمای از دست رفته دوباره به زندگیت برگرده
 اونا دوستای خوب و واقعی هستن، پس کنارشون وایسو و دستشونو رها نکن و براشون باش

 اینجا از همه اونایی که برای من -این آدم مزخرف- "بودن" و "هستن" از صمیم قلب تشکر میکنم


 پ: اینجا منظور از کنار دقیقا کناره، نه جلوتر نه عقب تر

Saturday, July 30, 2011

در دایره قسمت، ما نقطه تسلیمیم
[حافظ، شب امتحان مقاومت مصالح]

پ: نگاهی نو به برخی عناصر معلوم الحال در شعر شناسی کهن فارسی

Thursday, July 28, 2011

و به کامنت آوردگان بشارت بده آنها را به بهشتی که در زیر درختان آن نهرهای لایک جاریست وارد خواهیم کرد و از خوان پست های بی پایانمان آنها را تگ خواهیم نمود

"مفاتیح البلاگ - ص 63"
ژانر
اون پمپ بنزینای توی آتاری


نباید خواند شعری را که ابیاتش تمناییست

سيستم آبياری قطره ای با استفاده از ليكيج پنجره ی آفيس

Wednesday, July 27, 2011

هرکه جابش بیش، کارش گیر تر
هر روز چیزهای بیشتری دیگر سر جایشان نیستند
برای مرده بودن نباید لزوما زنده نبود

Saturday, July 23, 2011

روزگار

دیگر
 دست های من بالاست
...
بچکان

Friday, July 22, 2011

This is a serious post

Success IS relative. In another words, one person's failure is another person's success.

- The end of the message -
خوب اینجا جا داره اعلام کنم که خر هم در نوع خودش نوعی روشن-فکر حساب می شه

Thursday, July 21, 2011

قصه ی نـــا گفته بسیار است باز / دردهـــا خـروار خــروار است باز
خروار = مانند خر

پ: نگاهی نو به برخی عناصر معلوم الحال در شعر شناسی معاصر فارسی

آدما دو جورن
اونایی که خرشون میره
و اونایی که خرشون از کره گی دم نداشته

در هر صورت معیار "خر" است
خر به خر میگه خر

پ: والا

Test

First mobile post

يه سري هم با اين تكنولوزي جديد ميان فيلمبرداري از دانشكدمون
قانون بقای خر
تعداد خرهای موجود در جهان ثابت است، فقط از شکلی به شکل دیگر تبدیل می شوند
یکیم نیست برامون تره خورد کنه، مجبوریم با پیازچه بخوریم

پ: والا
تو مو میبینی و من ریزش مو

Wednesday, July 20, 2011

معمولا آدما سه حالت بیشتر ندارن
حال ساده
حال ساده استمراری
و بندرت حال کامل
فرهنگ اختلاف یا اختلاف فرهنگی؟

اختلال فرهنگی حتی
اختلاص فرهنگی گاها
اختفاء فرهنگی عمدتا
احتضار فرهنگی نهایتا

Tuesday, July 19, 2011

یه صلوات محمدی پسند بفرستین
همین الان به من خبر دادند که کار مینتننس کلاستر تموم شده و کلیه کیو ها  بروی عاشقان درگاهش بازه

پ: کلاستر را خدا آزاد کرد
خوب در این مکان باید اعتراف کنم که نمیشه با خر بحث منطقی کرد تا چیزیو بهش ثابت کرد

پ: حتی قضیه حمار رو
شما عاشقید؟
بله 
با عاشقای سمت قزوین نسبتی دارید؟
این روزها قهوه استرانگ و تلخ میخورم

Monday, July 18, 2011

دل میرود ز دستم صاحب دلان خدا را
[حافظ، در حال بازی حکم]

 پ: نگاهی نو به برخی عناصر معلوم الحال در شعر شناسی  کهن پارسی


بخدا قسم اگر خورشید را در دست راستم و ماه را در دست چپم بگذارند، به سمت راست متمایل میشوم و برعکس، اگر خورشید را در دست چپم و ماه را در دست راستم بگذارند به سمت چپ متمایل میشوم
نقطه جان کجایی؟ می خواهم بروم سر خط

پ: نیایی مجبور میشوم دربست بگیرم
چرا من رو در این موقعیت از کره زمین قرار میدی؟
آدم های دقیق را دوست ندارم، مرا کوچک وحقیر میکنند
[ از دفتر خاطرات شخصی یک اِرور بار]
ژانر
اون دیتا پوینتی که تنها و سرگردون از ریزالتای واقعی دور افتاده
تنها = جمعِ تن
و این هندی ها برای هرچیزی یک خدا دارند، بعد برای خدایشان غذا میبرند و خدایشان میگوید بروید خودتان بخورید، بعد اینها کلی حال میکنند که چه خدای خوبی داریم

پ: من فقط اون قسمتش که خداهه میگه بروید خودتان بخورید رو نفهمیدم دقیقا چجوری میگه خداهه، یا شایدم برداشت شخصیشونه
ما آمدیم تشریف نداشتید
امضا، یه روز خوب
I'll dedicate my middle finger to you dear MS. Office.

Sincerely yours,
LaTex
آنجا آزادی در قدر مطلق است

Sunday, July 17, 2011

Sheldon: Radio contact is sufficient, no need to extend your middle finger.

عارفانه های کار با مایکروسافت آفیس

پ: بعد از دو سال دوباره آفیس و دوباره اعصاب خوردی
پ: لاتکم آرزوست
هانس میگفت من اگه همین الانم بخوام بمیرم آماده ام و دغدغه ای ندارم، میگف چون اون طور که دوست داشتم زندگی کردم
خیلی هم مطمئن حرف میزد
بعدش هم پاشد و رفت با جوآن (همسرش) برقصه

پ: هانس یه پیرمرد 60 -70 سالس
 پ: هانس یه فیلمساز مستقله که قبلا معلم بوده و یه مدتم کارت تبریک طراحی میکرده و یه مدتم تو کار  بد اند برکفست بوده
پ: هانس آدم دنیا دیده ای هست و میگفت مرگ خیلی از آدما رو دیده
پ: هانس تو باغچه حیاتش انواع و اقسام سبزیجات رو کاشته و یه تعدادی هم مرغ نگه میداره
پ: هانس هلندیه و جوآن آمریکاییه
پ: پدر هانس کلکسیون ماشین داشته ولی مثل خیلی از هلندیای همزمان خودش هیچوقت ماشین آلمانی نخریده (بخاطره جنگ)ه

عکس رخ یار = خر یار
ما در پیاله عکس رخ یار دیده ایم

 پ: نگاهی نو به برخی عناصر معلوم الحال در شعر شناسی  کهن پارسی
یک دو سه .... یک دو سه
سلامت عقل رو آزمایش میکنم
اونوخ هرکسی یه "الاغ درون" هم داره

Saturday, July 16, 2011

جای خالی را با کلمات نامناسب پر کنید

مغز ها را باید شست
جور دیگر باید .....؟
زندگی ایز تو فانی

پ: هر کس برداشت خودشو میتونه از این جمله داشته باشه

Friday, July 15, 2011

به  نوعی کودک آزاری درونی مبتلا شده ام
بالاخره بعد ازچند بار سعی و خطا چایی دارچینی پیدا کردم، مینوشم به یاد اون سال تو برف رسیدیم ایسگاه 5 توچال و 
...
پ: چیزایی مثل شیرین بیان و  زنجبیل و ... علیرقم شباهت ظاهری مزه های نامتجانس و حتی غیر قابل تحملی دارند
و جنتی برهان خلف خداوند بر روی زمین است
از ریزعلی خاجوی که بگذریم، من هنوز تو کف اون نیمروهای کوکب خانمم

پ: خاجوی بود یا خواجوی؟؟
یک خط موازی و دو خط متقاطع رسم کرده و نقطه تقاطع آن را با مداد قرمز مشخص کنید

(۲ نمره)
در همین راستا
 امتداد بدین
PhD = Permanent head Damage
اونوخ شما پی. اچ. دی. هستین؟
بله
برو خدا روزیتو جای دیگه بده
"If I Wanted You to Understand This, I Would Explain it Better"
(J. Cruijff)

عارفانه های دینامیک مولکولی با گرومکس

Thursday, July 14, 2011

یه روزم که یه جلسه خعلی خعلی مهم دارم دوست دارم همینطوری بی دلیل دودر کنم یه هفته برم یه جا که تاحالا نرفتم، تلفنمم خاموش کنم، ای-میلمم خاموش کنم حتی

پ: اینا الان نشانه های چه مرضیه که من دارم تو خودم کشف میکنم؟؟؟
الخیر و فی ما فیه

پ: حتی: لا خیر و فی ما وقع
پ: از مکالمات کودک و فیلسوف درون من
سال تلاش مضاعف، اپیزد بیست و هفتم
[نوح، عمر طولانی و چالشهای پیش رو]
من تعجب میکنم از برخی اظهار نظرهای خلاف واقع، ما نشستیم بصورت دقیق حساب کردیم، به همتون جا میرسه

[کشتی نوح، وعده ها]

Loneliness

همه را بیازمودم، زتو خوشترم نیامد

Wednesday, July 13, 2011

برای محمد

پیوندتان کووالانسی باد حتی

پ: خوشبخت و خوش و خرم باشین
خدا تنهاست
ببخشید، شما تحصیلکرده اید؟
بله
با تحصیلکرده های سمت آکسفورد نسبتی دارین؟؟
یک تقصیر پیدا شده، برای هر کسی که هست نشانی اش را بدهد و تحویل بگیرد
وگرنه می اندازیمش گردن خودمان

پ:تعریف از خود نباشد، خیلی هم به گردنمان میآید
یه سری هم هستن که نگاه خاصی به زندگی دارن
بعد یه سری هم هستن که زندگی نگاه خاصی بهشون داره
نبار ای بارون نبار / بر کوه -کوهم نداریم اینجا- و دشت و هامون نبار

Stick to your principles

در همین راستا
الان تنها چیزی که بهش اطمینان دارم اینه که نباید یه جا وایسم

Tuesday, July 12, 2011

ژانر
اینایی که حرکت های مزبوحانه میکنن
حالا یک حرکت مزبوحانه میکنیم ببینیم چی میشه

Monday, July 11, 2011

 آخه چرا ما خرا رو انداخته این طبقه پایین
[کشتی نوح، اولین نشانه های پیدایش اختلاف طبقاتی]


از سوار کردن، گونه های نامتعارف و زننده معذوریم
[کشتی نوح، طرح امنیت اجتماعی]


پ: تک شاخ ها به علت مدل شاخ غیر متعارفشون از سوار شدن به کشتی منع شدند
این روزها میگذرند و روزهایی می آیند که آنها هم میگذرند، بعد خودمان هم میگذریم  
نرها طبقه بالا، ماده ها طبقه پایین
[کشتی نوح، طرح تفکیک جنسیتی]

همیشه پای یک هیدروژن در میان است
چوجابی به درد آورد روزگار/ دگر جاب ها را نماند قرار

بوهای کودکی من

بوی هیزم، عطر شببو
...

Sunday, July 10, 2011

یه سری خطوط هم هستند که موازی اند

Saturday, July 9, 2011

جناب ماکسیمیلیان، آلارم موبایلتون رو فعال کردین؟
بله

[ آخرین مکالمات اصحاب کهف قبل از خواب، خطرات استفاده از موبایل های چینی]


اصلا این پیوند هیدروژنی هم مساله ای شده ها

دیگه شب هم خواب پیوند هیدروژنی میبینم

پ: میگه وقت آزاد پیدا کردی روش فک کن که چجوری میشه به مدل اضافش کرد
عفربه ها ساعت 25 را نشان می دهند

Friday, July 8, 2011

پیوند هیدروژنیتان مبارک

جهت افزایش اطلاعات علمی: پیوند هیدروژنی اورینتیشن دیپندنت است. و همین حقیقت است که دهان ما را سرویس خواهد کرد
قدیم ها که درگاه یواس بی نبود، طاعات وعبادات رو به کدوم درگاه میفرستادن؟
درک = درِ کوچک

Thursday, July 7, 2011

آخرشم یا من خودمو میکشم یا این خرمگسرو که که اومده تو اتاق
حداقل خودتو نشون بده ببینم چه شکلیی آخه، شاید باهم دوست شدیم

وقتی که میدونی ته لیوان سوراخه، دلخوش کردن به نیمه پرش بی معنیه

پ: یا شایدم حماقت

Wednesday, July 6, 2011


فرقی نداره وقتی ندونی و نبینی … غصت می‌گیره وقتی میدونی و می‌بینی
میز کارم به علاوه صفحه دسکتاپم به تنهایی بار حداقل نصف انتروپی دنیارو دارن بدوش میکشن. نه اینکه تنبلی کنما ولی خوب اگه اینارو منظم کنم که دنیا بهم میریزه

پ: اون نصف دیگشم تو اتاق دکتر خیاط بود فک کنم

Tuesday, July 5, 2011

دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر / کـــز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست
"مولوی"

 Hell is empty, and all the devils are here
"Shakespeare"

یک شباهت هایی حس نمیکنید؟؟
هر روز بی نظم تر از دیروز
"جهت حفظ و بقای قانون دوم ترمودینامیک"

 پ: لاکن این وظیفه انسانی و اخلاقی ماست که در حفظ این قوانین ارزنده تمام تلاش خود را بکار ببندیم

اگه تا حالا هرکس به نوبه خودش یدونه تف انداخته بود، الان "نات اُنلی" اسراییلو آب برده بود "بات آلسو" مشکل کم آبی هم نداشتیم

پ: حساب کرده که گفته ها
رفته بودیم پارک ملیشون مثلا یه سری گونه های کمیاب رو ببینیم، نتنها چیزی ندیدیم تازه فهمیدیم خودمون جزو گونه های کمیابیم
مملکته دارَن؟

پ: گونه سینا کمیاب تره البته ها

Monday, July 4, 2011

آدما دو جورن، یا مثل "فارست گامپ" وقتی تصمیم گرفت بدوه، یا مثل "فارست گامپ" وقتی وسط بیابون تصمیم گرفت دیگه ندوه

پ:  "فارست گامپ" وقتی شروع کرد به دویدن نمیدونست برا چی داره اینکارو میکنه، وقتیم که وایسد بازم نمیدونست
همیشه قبل جلسه موبایلمو میزارم رو سایلنس
تا حالا حتی یه بارم نشده زنگ بخوره، دیگه برا آدم انگیزه نمیمونه دیگه، همین

از بازی های اهالی بهارستان

نظر آقا کدوم وره؟
نه این وره و نه اونوره

Saturday, July 2, 2011

از سعدی

هر پستی که درافت شود ممد حیات است و چون پابلیش شود مفرح ذات. پس در هر بلاگی دو گونه پست موجود است و بر هر پستی کامنتی واجب
مریدان شیخ را گفتند ما را نصیحتی بنما
شیخ بنمود و بگذشت
...
ژانر
این کفترا که میان تو مسیر دوچرخه سیزده به در میگیرن، حالا ما از کجا باس رد شیم؟؟ کفترم کفترای قدیم
ژانر
 این گربه ها که میرن رو سقف ماشین لم میدن و همه حرکات موجودات زنده و غیر زنده رو تا شعاع خاصی زیر نظر دارن
شما ایرانی هستین؟
بله
با ایرانی های سمت گرمسار نسبتی دارین؟

Friday, July 1, 2011

 از اینجا
اگر قرار باژد بین هواپیما و راه آهن یکی را انتخاب کنید، باید راه آهن را انتخاب کنید
م.م. ره بری

بدنبال این فرمایشات طرح تخریب دانشکده هوافضا بزودی در دستور کار ریاست دانشگاه قرار میگیرد 
رونوشت به بسیژ دانشجویی

پ: چرا اینو جلو الف نصب کردن؟‌ باید جلو دانشکده خودمون نصب میکردن
پ: ولی خداییش ایراد مفهومی داره ها مثلا باید میگفت
اگر قرار باژد بین فرودگاه و راه آهن یکی را انتخاب کنید، باید راه آهن را انتخاب کنید
 
 
 

با متخصص امور مالیاتی دانشگاه قرار داشتم
اون واقعا یه متخصص بود چون خودش با مهارت خاصی که داشت تاریخ امضامو عقب کشید تا جریمه نشم

پ: فک کنم اونم همه تخصصش محصول تلاش فردی خود او بود