Friday, August 23, 2013

شازده کوچولو گفت: «تقصیر خودت است. من نمی خواستم تو را اذیت کنم، اما خودت خواستی اهلی ات کنم.»و

روباه گفت: «بله. درست است.»و

شازده کوچولو گفت: «اما تو داری می زنی زیر گریه.»و

روباه گفت: «همین طور است.»و

شازده کوچولو گفت:  «این کار هیچ سودی برای تو نداشت.»و

روباه گفت: چرا داشت. رنگ گندم زارها

Wednesday, July 3, 2013

روزی دیگر

روزی دیگر فرا خواهد رسید
روزی زنانه
استعاره‌اش، شفاف
آفرینش‌اش کامل
الماس‌گون 
عروسین‌دیدار
آفتابی
روان
دلچسب

- محمود درویش -

Wednesday, March 6, 2013

Follow your heart and intuition ... everything else is secondary.

S. Jobes

Friday, February 15, 2013

و در کوچه های خلوت شب با من آواز بخوان
...

Thursday, February 7, 2013

قلبم را از سینه بیرون بکش
و ذره ذره خرد کن
...
با چیز دیگری زندگی خواهم کرد

برداشتی از قصاید جلال الدین رومی

Monday, February 4, 2013

be a kiddo

Stay thirsty, stay foolish

S. Jobs

Tuesday, January 29, 2013


تنها شیطان مرا می‌شناخت
در راه‌هایی که دور شدم از خانه
...

به نقل از ...

Monday, January 28, 2013

خداوند بی‌نهایت است و لامکان و بی زمان؛ 
اما به قدر فهم تو کوچک می‌شود 
و به قدر نیاز تو فرود می‌آید، 
و به قدر آرزوی تو گسترده می‌شود،
و به قدر ایمان تو کارگشا می‌شود،
و به قدر نخ پیر زنان دوزنده، باریک می‌شود،
و به قدر دل امیدواران گرم می‌شود...

پدر می‌شود یتیمان را و مادر. 
برادر می‌شود محتاجان برادری را. 
همسر می‌شود بی همسر ماندگان را. 
طفل می‌شود عقیمان را. 
امید می‌شود ناامیدان را. 
راه می‌شود گم‌گشتگان را. 
نور می‌شود در تاریکی ماندگان را. 
شمشیر می‌شود رزمندگان را. 
عصا می‌شود پیران را. 
عشق می‌شود محتاجانِ به عشق را... 

خداوند همه چیز می‌شود همه کس را. 
به شرط اعتقاد 
به شرط پاکی دل 
به شرط طهارت روح 
به شرط پرهیز از معامله با ابلیس. 

بشویید قلب‌هایتان را از هر احساس ناروا! 
و مغزهایتان را از هر اندیشه ی خلاف، 
و زبان‌هایتان را از هر گفتار ِناپاک، 
و دست‌هایتان را از هر آلودگی در بازار... 

و بپرهیزید از ناجوانمردی‌ها، ناراستی‌ها، نامردمی‌ها! 
چنین کنید تا ببینید که خداوند، 
چگونه بر سفره‌ی شما، با کاسه‌ای خوراک و تکه‌ای نان می‌نشیند 
و بر بند تاب، با کودکانتان تاب می‌خورد، 
و در دکان شما کفه‌های ترازویتان را میزان می‌کند 
و در کوچه‌های خلوت شب با شما آواز می‌خواند... 

مگر از زندگی چه می‌خواهید، که در خدایی خدا یافت نمی‌شود؟ که به شیطان پناه می‌برید! 
که در عشق یافت نمی‌شود، که به نفرت پناه می‌برید؟ 
که در سلامت یافت نمی‌شود که به خلاف پناه می‌برید؟ 

قلب‌هایتان را از حقارت کینه تهی کنید 
و با عظمت عشق پر کنید. 
زیرا که عشق چون عقاب است. 
بالا می‌پرد و دور... 
بی اعتنا به حقیران ِ در روح. 

کینه چون لاشخور و کرکس است. 
کوتاه می‌پرد و سنگین. 
جز مردار به هیچ چیز نمی‌اندیشد. 

برای عاشق، «ناب ترین»، شور است و زندگی و نشاط. 
برای لاشخور، «خوبترین»، جسدی ست متلاشی ... 


ملاصدرا