Monday, August 1, 2011

دوتا ایتالیایی: فابریزیو و آندره
یه دورگه ایتالیایی-داچ: ایرن
و من

 فابری تنها کسی بود که از بین اون جمع میشناختم، ایتالیایی جالبیه و به نظرم با بقیه ایتالیاییا فرق داره و تازه از فارسی اصطلاح ؛قوقولی قوقول؛ رو بلده و مهمتر از اون میدونه که ایرانیا عرب نیستن و ایران هم یه بیابون خشک نیست و از من درباره جنگیری رییس جمهور محترم و مشاورانشون پرسید
آندره پسر عموی فابری بود که یه ماه اومده بود اینجا پیشش، تو رم به مدرسه فیلمسازی میره و تو همین یه ماهم که اومده بود اینجا تو یه کافه ایتالیایی دو سه روز تو هفته کار میکرده، یه ایتالیایی به تمام عیار به این صورت که کلیه قوانین راهنمایی و رانندگی رو در طول این نصف روز حد اقل یه دفه زیر پا گذاشت -البته به نظرم عمدی نبود، کلا بی توجهن به قوانین-و
ایرن هم، دوست فابری،  یه دختر با پدر هلندی و مادر ایتالیایی بود که تو آفریقا به دنیا اومده بود و اینجا مشغول به کاره

کلا خوش گذشت و کلی سوتی دادیم. اصلن هرچی سوتی بیشتر بدی بیشتر خوش میگذره انگار
حالا سوتیارو بعدا تعریف میکنم

No comments:

Post a Comment